بدون عنوان
روز واکسن : اولین روزی بودکه واسه واکسن می بردمت ! سوار ماشین که شدی کم کم چشمات رو هم رفت و خوابت برد.. قربونت برم آخه الان وقت خوابه ؟! رسیدیم... اول قد و وزن . تا گذاشتمت روی ترازو از خواب پریدی و گریه سر دادی البته زودی ساکت شدی و آبروریزی راه ننداختی!! بعدشم قدت رو اندازه گرفتند مثل همیشه خدارو شکر همه چی خوب خوب . قدت ٦٠ و وزنت ٥/٥ حالا نوبت واکسن.. با ترس و لرز شلوارتو در آوردم و پاهاتو سفت گرفتم و چشمامو بستم گریه ت رفت هوا.. نازت کرد م و آروم شدی که واکسن بعدی فرو رفت... اشکت در اومده بود.. قربونت برم.. اشکالی ند...








