آینازآیناز، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

فرشته کوچک زندگی ما

بدون عنوان

خدایا شکرت که لذت چشیدن این همه احساس قشنگ رو بهم دادی. چقدر شیرینه وقتی شیره ی وجودمو به پاره ی تنم می دم و اونو آروم می خوابونم. چقدر شیرینه وقتی صدای آروم نفس های این فرشته ی پاک گوش منو نوازش می ده. چقدر لذت بخشه دقیقه هایی که کنارت می شینم و به خواب دیدنت نگاه می کنم. لحظه هایی که توی خواب هم شیر می خوری منو دیوونه می کنه ! چقدر زندگی با وجود تو خوش عطر و بوی شده. ٢ماه و ٢٧ روزه که با نفس ِ تو نفس می  کشم.     با خنده ی تو می خندم و با گریه ی تو غصه می خورم. همیشه آروم باشی پاره ی تنم.   ...
5 مرداد 1392

بدون عنوان

بالاخره این گل دختر ما هم داره  ٢ماهش تموم شد قربونت بره مامانت. واسه خودت خانومی  شدی ! خنده هات.. صداهات.. غل خوردنات.. دست دراز کردنات.. همه و همه دارن بهم علامت میدن که آیناز  بزرگ و بزرگ تر میشه.   عزیز دلم دیروز خونه خاله فریبا  و اسه افطار دعوت بودیم  و توهم   مثل  یه دختر خوب اذیت نکردی و آروم بودی و همه رو مجذوب خودت کرده بودی ...
5 مرداد 1392

بدون عنوان

  خوبی جان مادر، خوبی آیناززیبای من، خوبی همپای شیرین ترین روزهای تکرار نشدنیِ من؟   این روزها رو دوست دارم، روزهای عشق، روزهای بزرگ شدن، روزهای تکرار نشدنی. روزهایی که من یک مادرم. ...
28 تير 1392

بدون عنوان

یه وقتایی عاشقی، یه وقتایی عاشق تر یه وقتایی خوشحالی، یه وقتایی خوشحال تر من امروز از همیشه عمرم شکرگزارتر هستم، شکرگزار سایه مردی که از هر خورشیدی و نوری تابناک تره و فرزندی که از هر موهبتی عظیم تر...   ...
28 تير 1392