آینازآیناز، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

فرشته کوچک زندگی ما

عکسای آتلیه ای 1سالگی

چهارشنبه 8 خرداد بریمت آتلیه تا برای 1 سالگیت عکس بگیریم از صبح دلهره داشتم نکنه اونجا نشینی و نتونیم عکستو بگیریم واسه همین با زندایی فرشته و بابایی رفتیم تا اونجا کمکم کنن همون طور که حدس می زدم از وقتی وارد آتلیه شدیم گریه تو شروع کردی  اصلا مثل اینکه از جو اونجا خوشت نمی اومد انصافا هم عکاسای با حوصله ای بودند درست 3 ساعت طول کشید تا بتونن ازت عکس بگیرن واقعا روز خسته کننده ای بود و زندایی فرشته هم خیلی زحمت کشید دستش درد نکنه   تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می تپد ، آن را به تو تقدیم میکنم از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت...
11 خرداد 1393

بدون عنوان

تولد 1 سالگی دختر قشنگم دیروز تولد یک سالگیت بود یه تولد کوچولوی خانوادگی که خیلی هم خوش گذشت .دست زدی .. .نانای کردی .... کیک خوردی ...انگشتت رو مثل همه بچه ها موقع بریدن کیک توی کیک کردی و شمع فوت کردی و کادو گرفتی. البنه اذیت  هم کردی  از صبح می خواستم بخوابونمت تا عصر سر حال باشی ولی فقط نیم ساعت خوابیدی و وسط تولد تو بغل خاله فهیمه خوابت برد و یه ساعتی خواب بودی البته بد هم نشد چون موقع بیدار شدن سرحال شدی با شرمندگی از فسقلی خودم که از چند روز قبل داشتمم میدویدم تا همه چیز جور باشه برای تولدت و مطمئن نبودم همکاری میکنی یا نه .....که دیدیم خیلی ذوق کردی وقتی تزئینات خونه دیدی ...
11 خرداد 1393

بدون عنوان

تمام لحظات سه نفره ما در قاب دل من ثبت شده چه آلبوم قشنگی دارم من از این خاطره های رنگین و تو هر روز چیزهای عجیب و غریب دنیای کوچکت را کشف می کنی و چه عجله داری برای بزرگ شدن چقدر هر روز دلم برای دیروز تنگ میشه ...اگرچه به قدرت دوس داشتن مادری نباید شک کرد ...اما من دوس ندارم تورا با هیچ کس شریک شم با هیچ کس تو از آن خودمی وبس..... این است عاشقانه دوم زندگیم شیرین و  دلچسپ .... ...
23 ارديبهشت 1393

اولین تاب تاب

خدایا همیشه این عاشقانه ام را حافظ باش و در تمام روزگار سایه سار خط عبورش باش اولین تابی بود که رفتی واولش یه کم  می ترسیدی  ودر تمام مدتی که بابایی داشت وصلش میکرد سرت تو جعبه ابزارش بود ...
23 ارديبهشت 1393